معنی خوبسخن
5 بازدید
[ سُ خَ ] (ص مرکب) خوش سخن. خوب گفتار. شیرین زبان : بزبان خاموش و کم سخن و خوب سخن. (ترجمهٔ طبری بلعمی). وآن خوب سخن بخوش جوابی میکرد عمارت خرابی.نظامی.
کلمات همقافیه با «خوبسخن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خن» برای سرودن شعر