معنی خوبة
6 بازدید
[ خَ بَ ] (ع اِمص) گرسنگی. (منتهی الارب). یقال: اصابتنا خوبة || (ص، اِ) زمین باران نارسیده میان دو پارهٔ زمین باران رسیده. || زمین بی علف و گیاه. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر