معنی خوبانی
4 بازدید
(اِ) زردآلوی خشک شده که مغز آنرا برآورده با مغز بادام مقشر کرده و هر دو را در جای آن گذارند. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). زردآلوی خشک باشد که مغز بادام در درون آن کنند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خوبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر