معنی خواهینخواهی
9 بازدید
[ خوا / خا نَ خوا / خا ] (ق مرکب) طوعاً و کرهاً. برخلاف میل و رضا. (ناظم الاطباء). || البته. حکماً و حتماً. یقیناً. (یادداشت بخط مؤلف). || (ص مرکب) راضی و ناراضی. کام و ناکام : ز کف می داد اگر تارش عنان کم نگاهی را نمی شد کس حریف غمزهٔ خواهی نخواهی را. فطرت (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خواهینخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر