معنی خواهش کردن
7 بازدید
[ خوا / خا هِ کَ دَ ] (مص مرکب) طلب کردن. تقاضا کردن. درخواست کردن. التماس کردن. تمنی کردن. (یادداشت بخط مؤلف): و از او خواهش می کنند هرکه در آسمانها و زمینهاست. (تاریخ بیهقی). بعذرآوری خواهش امروز کن که فردا نماند مجال سخُن.سعدی (بوستان). || شفاعت کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || مسألت کردن. || میل کردن. رغبت کردن. || آرزو کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خواهش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر