معنی خواننده

معنی خواننده

10 بازدید
[ خوا / خا نَ نْ دَ / دِ ] (نف) قاری. آنکه خواند. آنکه تواند خواندن کتابت را. (یادداشت بخط مؤلف). مقری. ج، خوانندگان : بهر سو همی رفت خواننده ای که بهرام را پروراننده ای.فردوسی. کنون رنج در کار خسرو بریم بخواننده آگاهی نو بریم.فردوسی. چو بگشاد مهرش، بخواننده داد سخنها بدو کرد خواننده یاد.فردوسی. بفرمود تا نامه برخواندند بخواننده بر گوهر افشاندند.فردوسی. آنچه دقیقی گفته بر اثر این فصول نیز نبشتم تا خوانندگان این تاریخ چون بدینجا برسند و بر این واقف شوند... (تاریخ بیهقی). غرض من از این نبشتن اخبار آن است تا خوانندگان را از من فایده بحاصل آید. (تاریخ بیهقی). واجب دیدم به آوردن آن... تا خوانندگان را نشاط افزاید. (تاریخ بیهقی). مبارک باد بر نویسنده و خواننده. (نوروزنامه خیام). و خوانندهٔ این کتاب باید که وضع و غرض که در جمع و تألیف آن بوده است بشناسد. (کلیله و دمنه). تا آفتاب و نجم بوند ازبرای من خوانندهٔ حدیث و نیوشندهٔ کلام.سوزنی. نگارد یکی نامهٔ دلنواز که خوانندگان را بود کارساز.خاقانی. || مقروء. خوانا. (یادداشت بخط مؤلف): و خط خواننده باید که داناآن گفته اند احسن الخط ما یقرأ. (نوروزنامهٔ منسوب به خیام). || مغنی. نوائی. خنیاگر. آوازه خوان. مطرب. قوال. (یادداشت بخط مؤلف): مرا لفظ شیرین خواننده داد ترا سمع دراک داننده داد.سعدی (گلستان). || داعی. (یادداشت بخط مؤلف). || دانش آموز. (یادداشت مؤلف). طالب علم. شاگرد. (ناظم الاطباء): کجا آن سر و تاج شاهنشهان کجا آن دلاور گرامی مهان کجا آن حکیمان و دانندگان همان رنج بردار خوانندگان.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «خواننده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید