معنی خوانریزه
7 بازدید
[ خوا / خا زَ / زِ ] (اِ مرکب) ریزهٔ خوان. ته سفره. ته ماندهٔ سفره : چون بخوان ریزهٔ تو پروردم نعمت از خوان تو بسی خوردم.نظامی. چون ز خوان ریزه خورد شد روزی می در آمد بمجلس افروزی.نظامی.
کلمات همقافیه با «خوانریزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر