معنی خواندار
6 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) خوان سالار. (یادداشت بخط مؤلف): بخواندار گفتا که شاه جهان ز تن بگسلاند ترا هوش و جان.فردوسی. سبک داد خواندار وی را جواب که من ساخت خواهم یکی نغز خواب. فردوسی. دگر روز با مرد خواندار گفت که ای با خرد یار و با رای جفت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خواندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر