معنی خوالی
7 بازدید
[ خوا / خا ] (ص) زیبا. مهنا. (برهان قاطع) (آنندراج) (از انجمن آرای ناصری). || (اِ) طعام. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || رودخانهٔ آب را هم گفته اند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری). || مطبخی. (برهان قاطع). آشپز.[ خَ ] (ص) خوالی [ خوا / خا ] . رجوع به خوالی [ خوا / خا ] شود. || (اِ) خوالی [ خوا / خا ] . رجوع به خوالی [ خوا / خا ] شود.
کلمات همقافیه با «خوالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر