معنی خواسه
5 بازدید
[ خَ سِ ] (اِ) صورتی باشد که در فالیز و زراعتها نصب کنند، وحوش و طیور از این رمیده آسیبی بکشت زار نرسانند. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (ناظم الاطباء). مترسک.
کلمات همقافیه با «خواسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر