معنی خواز
[ خَ ] (اِ) چوبدستی که خر و گاو و سایر ستور را بدان رانند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || چوبی که در روی آن پارچه های مرطوب اندازند تا خشک شود. (ناظم الاطباء).[ خوا / خا ] (اِ) ظاهراً تزییناتی بوده که با چوب و پارچه شبیه به طاق نصرتهای کنونی برای جشن و شادی و افتخار کسی برپا می کردند. رجوع به خوازه شود.
کلمات همقافیه با «خواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر