معنی خوار و زار
7 بازدید
[ خوا / خا رُ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) نزار. ذلیل. بی قدر. ناچیز. (یادداشت بخط مؤلف). پریشان. تنگدست. (ناظم الاطباء): یکی را برآری بچرخ بلند یکی را کنی خوار و زار و نژند.فردوسی. دانی که چگونه من به یمگان تنها و ضعیف و خوار و زارم.ناصرخسرو. سبزوار است این جهان کج مدار ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.مولوی.
کلمات همقافیه با «خوار و زار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر