معنی خوار شدن

معنی خوار شدن

9 بازدید
[ خوا / خا شُ دَ ] (مص مرکب) بدبخت شدن. (یادداشت بخط مؤلف). || ذلیل و بی ارج و ناچیز شدن : بی اندازه زیشان گرفتار شد سترگی و نابخردی خوار شد.فردوسی. هنر خوار شد جادویی ارجمند نهان راستی آشکارا گزند.فردوسی. گشادن در گنج را گاه دید درم خوار شد چون پسر شاه دید.فردوسی. تا پدید آمدت امسال خط غالیه بوی غالیه تیره شد و زاهری عنبر خوار.عماره. تقویم بفرغانه چنان خوار شد امسال...قریع الدهر. زیرا که شود خوار سوی دهقان شاخی که بر او بر ثمر نباشد.ناصرخسرو. دل شاه در دیدار آن زن مانده بود چنانکه پادشاهی و لشکر بر چشم او خوار شد. (اسکندرنامه نسخهٔ خطی). چون مزاج آدمی گِل خوار شد زرد و بدرنگ و سقیم و خوار شد.مولوی. || منقاد و نرم و رام شدن. (یادداشت مؤلف). - خوار شدن شتر؛ رام شدن او. (یادداشت مؤلف). || مرتب شدن مو. از پیچ واشدن. براحتی شانه خور شدن مو. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «خوار شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید