معنی خوارزمی

معنی خوارزمی

6 بازدید
[ خوا / خا رَ ] (ص نسبی) منسوب به خوارزم : صوفی وار لبیک اجابت را جملگی لب و دندان شدند و خوارزمی وار لقمهٔ دعوت را همگی معده و دهان. (مقامات حمیدی). || (اِ) ورقه های نازک خمیر. || ورقه های نازک هر چیز چسبنده. (ناظم الاطباء).
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) جلال الدین بن شمس الدین خوارزمی کرلانی. فاضلان زمان بود. او راست: الکفایة فی شرح الهدایه. این کتاب که در فقه حنفی است بغلط به محمودبن عبیداللََّه محبوبی مکنی به تاج الشریعه نسبت داده شده است، کتاب فوق بچاپ رسیده. (از معجم المطبوعات).
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) جمال الدین محمدبن العباس خوارزمی، مکنی به ابوبکر. بسال ۳۱۶ هـ . ق. زاده شد و در ۳۸۳ هـ . ق. درگذشت. او را طبرخزی می گویند زیرا پدر او از خوارزم و مادر او از طبرستان بود. او خواهرزادهٔ ابوجعفربن جریر طبری صاحب تاریخ طبری است، سالی چند در شام اقامت گزید و در نواحی حلب سکنی جست. در عصر خود مشارالیه بود و حکایت کنند چون او قصد زیارت صاحب بن عباد را کرد صاحب به ارجان بود و چون خوارزمی بدربار او رفت بیکی از پرده داران گفت صاحب را خبر کن که ادیبی او را رسیده است. پرده دار درون رفت و صاحب را آگاهانید. صاحب گفت به او بگو من با خود عهد بسته ام که ادیبی را بخود راه ندهم جز آنکه بیست هزار بیت از شاعران عرب بخاطر داشته باشد. پرده دار بیرون آمد و ابوبکر را این سخن گفت. ابوبکر گفت برو به مولای خود بگو آیا ترا نظر این مقدار شعر رجال است یا شعر نساء. پس حاجب بنزد صاحب رفت آنچه شنیده بود گفت. صاحب بفراست دریافت که بر در او ابوبکر خوارزمی است او را اذن دخول داد و از آمدنش انبساط و سرور کرد. خوارزمی به نیشابور درگذشت. او راست: ۱- رسائل ابوبکر خوارزمی که بکرات در مطابع مختلف چاپ شده است. ۲- مفیدالعلوم و مبیدالهموم که آن نیز بچاپ رسیده است. (از معجم المطبوعات).
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) علی بن عراق بن محمدبن علی. رجوع به علی بن عراق بن محمدبن علی شود.
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) قاسم بن حسین بن احمد، مکنی به ابومحمد و ملقب به مجدالدین و معروف به صدرالافاضل خوارزمی. بسال ۵۵۵ هـ . ق. زاده شد و بسال ۶۱۷ هـ . ق. درگذشت و از نحویان حنفی مذهب است. در علم عربیت فرید دهر بود و در علم ادب بارع و در شعر و نثر خطب فائق بر دیگران. یاقوت از ملاقات او در خوارزم شمه ای می آورد و این اشعار را از او ذکر می کند: یا زمرة الشعراء دعوة ناصح لاتأملوا عندالکرام سماحا ان الکرام بأمرهم قد اغلقوا باب السماح و ضعیوا المفتاحا. مرگ او بدست تاتاران بسال ۶۱۸ (یا ۶۱۷) اتفاق افتاد. او راست: ضرام السقط فی شرح سقط الزند که در ۱۲۷۶ هـ . ق. در تبریز چاپ سنگی خورده است. (از معجم المطبوعات).
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن یوسف، مکنی به ابوعبداللََّه. از دانشمندان مشهور نیمهٔ قرن چهارم هجری است. او مؤلف دائرةالمعارف گونهٔ مفاتیح العلوم است. بنابر مشهور در بلخ زاده شد و در نیشابور بخدمت عتبی وزیر امیر نوح سامانی رسید و کتاب خود را به وی اهداء نمود. (از دائرةالمعارف فارسی). و رجوع به ترجمهٔ فارسی مفاتیح العلوم خوارزمی شود.
[ خوا / خا رَ ] (اِخ) محمدبن موسی، مکنی به ابوعبداللََّه. متوفی به سال ۲۳۲ هـ . ق. ریاضی دان، منجم، جغرافیادان و مورخ ایرانی است. او یکی از بزرگترین دانشمندان مسلمان و بزرگترین عالم زمان خود بود که در خوارزم زاده شد. از زندگی او چندان اطلاعی که قابل اعتماد باشد در دست نیست زیرا در بعضی موارد که ذکر محمدبن موسی می رود معلوم نیست که مقصود این محمدبن موسی است یا محمدبن موسی بن شاکر (MMM بنوموسی). تاریخ مرگ او نیز بتحقیق بدست نیامده است. بعضی وفات او را بین ۲۲۰ و ۲۳۰ و برخی بعد از ۲۳۲ دانسته اند. بهرحال وی یکی از منجمان دربار مأمون خلیفهٔ عباسی و احتمالاً یکی از مباشرین رصدهای وی بود و در بین الحکمه کار می کرد. خوارزمی علوم یونانی و هندی را با هم تلفیق کرد. هیچیک از ریاضی دانهای قرون وسطی اثر او را در فکر ریاضی نداشته است. آثار او در ریاضیات و نجوم اهمیت بسیار داشته است. در ریاضیات کتاب حساب الجبر و المقابله و کتاب الجمع و التفریق از اوست. کتاب جبر وی نخستین کتابی است که بنام جبر و مقابله نوشته شده و نویسندهٔ آنرا می توان یکی از بنیان گذاران علم جبر بعنوان رشته ای متمایز از هندسه شمرد (اسم علم جبر در زبانهای اروپایی از نام این کتاب گرفته شده است)، این کتاب (بقول وی مختصر) قرنها مرجع و مأخذ اروپائیان بشمار میرفت و تا زمان ویت (۱۵۴۰ -۱۶۰۳ م.) مبنای مطالعات علمی آنان در این رشته بود. ترجمه ای لاتینی از این کتاب به یوهانس هیسپالنسیس و ترجمه ای لاتینی به گراردوس کرموننسیس منسوب است. رابرت چستری نیز آنرا به لاتینی ترجمه کرد (این ترجمه را می توان آغاز علم جبر در اروپا دانست). متن جبر و ترجمهٔ انگلیسی آن بوسیلهٔ فردریک روزن در لندن به چاپ رسیده است (۱۸۳۱ م.). از کارهای متأخر در این باب می توان کتاب ترجمهٔ لاتینی جبر الخوارزمی اثر لویی شارل کارپینسکی را نام برد که مشتمل بر مقدمه و حواشی و تعلیقات انتقادی و ترجمه ای بزبان انگلیسی است. متن عربی کتاب حساب خوارزمی از میان رفته است ولی ترجمه ای لاتینی از آن از قرن ۱۲ م. موجود است. اهمیت این کتاب در این است که مسلمانها و اروپائیها را با شمار هندی آشنا ساخت. لفظ آلگوریتم و آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که بمعنی فن محاسبه با ارقام یا علامات مخصوص دیگر بکار میرود بمناسبت این است که عنوان ترجمهٔ لاتینی کتاب حساب خوارزمی عنوان کتاب الگوریسمی (بغلط بجای الخوارزمی) داشت. در نجوم خوارزمی دو تحریر از «سند هند» فراهم کرد. زیج خوارزمی مانند سایر زیجات علاوه بر جداول نجومی و مثلثاتی مشتمل بر مقدمه ای نسبةً مفصل در علم نجوم است که در حکم نجوم نظری میباشد. جداول نجومی و مثلثاتی خوارزمی که مسلمهٔ مجریطی در آنها تجدید نظر کرد در سال ۱۱۲۶ م. بوسیلهٔ ادلارد به لاتینی ترجمه شد و این جداول علاوه بر جیب مشتمل بر ظل نیز می باشد (بعضی احتمال داده اند که ظل را مسلمه در آن وارد کرده است). خوارزمی دو کتاب هم درباب اصطرلاب نوشته است یکی کتاب العمل بالاصطراب و دیگر کتاب عمل الاصطرلاب. از این دو کتاب و نیز از کتاب الرخامهٔ او اثری بر جا نمانده است. وی به اشارهٔ مأمون اطلسی از نقشه های آسمان و زمین فراهم کرد و کتاب صورةالارض را پرداخت که در آن متن و نقشه های جغرافیایی بطلمیوس را اصلاح کرده است. این کتاب را نالینو بزبان ایتالیایی ترجمه کرده و با حواشی و تحقیقات دقیق در رم بچاپ رسانیده است. (از دائرةالمعارف فارسی).

کلمات هم‌قافیه با «خوارزمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید