معنی خواربار

معنی خواربار

11 بازدید
[ خوا / خا ] (اِ مرکب) خوراک. طعام. (ناظم الاطباء). آنچه بخورند. (شرفنامهٔ منیری). گندم و جو و برنج و توسعاً هر خوردنی. (یادداشت بخط مؤلف): نخشبیان همه بیعت کردند و بحرب بیرون آمدند و توانگران خواربار بیرون کردند از بیم قحط و حرب اندرگرفتند. (ترجمهٔ طبری بلعمی). مدت سه سال راه طعام و خواربار ببست. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۸۵). || خوراک اندک که قوت لایموت است. (برهان قاطع). || توشه ای که برای قوت عیال از جایی آرند. || غله. (ناظم الاطباء): دهمتان ازین بیشتر خواربار گل سرختان بشکفانم ز خار.فردوسی. خبر یافتیم از تو ای شهریار که داری بمصر اندرون خواربار.فردوسی. یک صاع دزدید و در خواربار نهان کرد چون مهره در مغز مار.فردوسی. جهانیان همه انبار خواربار کنند ستوده خوی تو از آفرین نهد انبار.عنصری. گر او را نیارید با خویشتن نباشد دگر آبتان نزد من یکی دانه تان ندهم از خواربار کنمتان برون از در مصر خوار. شمسی (یوسف و زلیخا). من خود عزیز بار نیم خواربارگیر آخر نه گاو به بود از خواربار دور. صدرالشریعه برهان اسلام. - ادارهٔ خواربار؛ دایره ای بوده است از دوایر شهرداری که بکار خوراک و مواد غذائی مردمان رسیدگی می کرده است. (یادداشت بخط مؤلف). - خواربارآور؛ میّار. مائر. (منتهی الارب). - خواربار آوردن؛ استمیار. (تاج المصادر بیهقی). امتیار. میر. غیار. غور. اعتشاش. امارة. (منتهی الارب). - خواربارفروشی؛ مغازه ای که مواد خوراکی می فروشد و گاه مواد خوراکی آماده برای اکل نیز دارد. - وزارت خواربار؛ در زمان جنگ دوم بین المللی چون مسألهٔ مواد غذائی و خواربار مملکت بواسطهٔ تضییقات خارجی مشکل شد وزارت خانهٔ بزرگی در آن روزها برای رسیدگی به امور خواربار تشکیل گردید به این نام و تا اواخر جنگ نیز وجود داشت.

کلمات هم‌قافیه با «خواربار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید