معنی خوادع
7 بازدید
[ خَ دِ ] (ع اِ) جِ خادع : ابوعلی را پیش تخت خواند و اسرار فضاء لوح خاطر او به انواع خوادع امانی بنگاشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). اما جایی که بأس حسام... روی نمود بخوادع کلام و روادع ملام... التفاتی نرود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «خوادع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر