معنی خواب و خورد
6 بازدید
[ خوا / خا بُ خُ خوَرْ / خُرْ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) خواب و خوراک. خواب و خور. (یادداشت بخط مؤلف): سکندر بپرسید از خواب و خورد از آسایش و گرد روز نبرد.فردوسی. نبود و ندانست کس خواب و خورد مگر دیو جوید از ایشان نبرد.فردوسی. بر خواب و خورد فتنه شده ستند خرس وار تا چند گه چنو بخورند و فرومرند. ناصرخسرو. ای بر سر دوراه نشسته در این رباط از خواب و خورد بیهده تا کی کنی کلام. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خواب و خورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر