معنی خواب دادن
6 بازدید
[ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) خواب کردن. بخواب بردن. کنایه از فریب دادن : زره برهای از زهر آب داده زره پوشان کین را خواب داده.نظامی. خضر راهت گر کنند از راهزن غافل مباش درخور بیداری اینجا خواب غفلت میدهد. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خواب دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر