معنی خواب آوردن
6 بازدید
[ خوا / خا وَ دَ ] (مص مرکب) ارقاد. (یادداشت بخط مؤلف). موجب خواب شدن. بخواب بردن : سایه خواب آرد تو را همچون سمر چون برآید شمس انشق القمر.مولوی.
کلمات همقافیه با «خواب آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر