معنی خوابگذار
6 بازدید
[ خوا / خا گُ ] (نف مرکب) معبر. (محمودبن عمر). تعبیررؤیاکننده. آنکه رؤیاها را تعبیر و تفسیر می کند. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به خواب گزار شود: ولی توکل تو بی نیاز داشت ترا ز فال گوی و ز اخترشناس و خواب گذار. امیرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خوابگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر