معنی خوابدار
5 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) پرزدار مانند مخمل. (ناظم الاطباء). جامهٔ پرزدار که پود آن مایل به یک جهت است. خوابناک. (یادداشت مؤلف). - مخمل خوابدار؛ مخملی که پود آن بلند است و بجانبی یا هر جانب میل تواند کرد.
کلمات همقافیه با «خوابدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر