معنی خواببند
6 بازدید
[ خوا / خا بَ ] (اِمص مرکب) عمل خواب بندی. خواب مصنوعی: فلان را خواب بند کردند. (یادداشت بخط مؤلف). || (نف مرکب) آن که کسی را بخواب عملی بخواباند. هیپنوتیزر. || افسون و عزیمتی که بدان خواب مردم بسته شود. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «خواببند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر