معنی خوء
7 بازدید
[ خَ وْءْ ] (ع مص) شتاب کردن. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). منه: خاء بک علینا؛ شتاب کن بسوی ما.
کلمات همقافیه با «خوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر