معنی خهر
23 بازدید
[ خُ ] (اِ) وطن و زمین اصلی. مسکن. مأوا. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از آنندراج): چون بره باشم باشم بغم خانه و خهر چون بشهر آیم باشم به بسیجیدن راه. فرخی.
کلمات همقافیه با «خهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر