معنی خنیفقان
6 بازدید
[ خَ فَ ] (اِخ) دهی بزرگ و بر سر راه فیروزآباد است و آن را بپارس خنافگان خوانند و از آنجا تا فیروزآباد سخت راه دشوار است، همهٔ تنگها و کوهستان درشت و لگام گیرهاست و آن راه مخوف باشد از پیادهٔ دزد و هوای آن سردسیر است و معتدل و منبع... از آنجاست و مردم آنجا کوهی طبع باشند اما در این ایام همایون خلدها اللََّه آن راه و غیر آن ایمن است و کس را زهره نیست کی فسادی کند. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۳۴ / ۱۳۵).
کلمات همقافیه با «خنیفقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر