معنی خنود
7 بازدید
[ خُ ] (اِ) بار اندکی که بر پشت ستور بارکش نهند تا قابل نشستن سوار بر آن باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر