معنی خنصر
5 بازدید
[ خِ صِ / صَ ] (ع اِ) انگشت خرد که کالوج باشد و چلک و کابلیج نیز گویند. (ناظم الاطباء). خردک. کالوچ. کلیک. انگشت کهین. انگشت پنجم. انگشت کوچک. انگشت کوچکه. (یادداشت بخط مؤلف). انگشت میانه. || انگشت خرد پا. (مؤنث است). (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). ج، خناصرة.
کلمات همقافیه با «خنصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر