معنی خنشلیل
7 بازدید
[ خَ شَ ] (ع ص، اِ) شتر تیزرو و ستبر و سخت و درگذرنده. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).[ خَ شَ ] (اِخ) ابوالحسن احمد. یکی از عالمان همزمان ابن الندیم است. ابن الندیم گوید: او دوست من بوده و بارها بمن فهماند که او را صناعت اکسیر درست شده است، لکن من آثار این دعوی را در او ندیدم، چه او همیشه فقیر و بدبخت بوده و او راست: «کتاب شرح نکت الرموز» و «کتاب الشمس» و «کتاب القمر» و «کتاب مسعف الفقراء» و «کتاب الاعمال علی رأس الکور». (از الفهرست ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «خنشلیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر