معنی خنش
10 بازدید
[ خِ نِ ] (اِ) خارش تن. (یادداشت بخط مؤلف): خنشم می شود؛ یعنی تنم می خارد.
کلمات همقافیه با «خنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر