معنی خندهٔ خنجر
7 بازدید
[ خَ دَ / دِ یِ خَ جَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از خونریزی. (از آنندراج): خندهٔ خنجر زمانهٔ کشت در دهان ظفر نمی گنجد. حسین ثنائی (از آنندراج). خندهٔ خنجر ز فتح بیقیاست. انوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خندهٔ خنجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر