معنی خنده‌ناک

معنی خنده‌ناک

6 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (ص مرکب) متبسم. شاد. ضاحک. خرم. (یادداشت بخط مؤلف): دایم تازه روی و خنده ناک باش. (قابوسنامه). بشکر و تحیت زبان برگشاد هزاران هزار آفرین کرد یاد. پس از سجده شد تازه و خنده ناک چنین گفت کای مردم مصر پاک. (یوسف و زلیخا). ترا سخن نه بدان داده اند تا تو زبان درافکنی بخرافات خنده ناک حجی. ناصرخسرو. خداوند حمی یوم غبی را بحکایتهای خنده ناک و بازیهای عجب و الحان طرب فزای دل خوش کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). خشم که حرارت را بفروزاند آن را نخست بشنوانیدن سخنهای خوب و غذاها و حکایتهای خنده ناک و بازیهای عجب و حاضر کردن دوستان و کسانی که با ایشان انس کند علاج کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). من چو لب لاله شده خنده ناک جامه بصد جای چو گل کرده چاک.نظامی. نمودند کین زعفران گونه چاک کند مرد را بی سبب خنده ناک.نظامی. چو بی زعفران گشته ای خنده ناک مخور زعفران تا نگردی هلاک.نظامی. خنده ناک؛ ضاحک. (عرض نامهٔ باباافضل کاشی).

کلمات هم‌قافیه با «خنده‌ناک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ناک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید