معنی خندهخریش
7 بازدید
[ خَ دَ / دِ خَ ] (اِ مرکب) کسی که بر او خنده زنند و ریشخند کنند و بمعنی فاعل و مفعول تمسخر هر دو آمده و آن را خنده ریش نیز گویند و ریشخند بهمین معنی است. (از انجمن آرای ناصری) (از آنندراج). مضحکه. مسخره. مایهٔ سخریه. آلت استهزاء. (یادداشت بخط مؤلف): ای کرده مرا خنده خریش همه کس ما را ز تو بس جانا ما را ز تو بس.فرخی. شهنشهی که زند پاسبان درگه او ز قدر همت بر تیر چرخ خنده خریش. شمس فخری (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «خندهخریش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر