معنی خندلیس
6 بازدید
[ خَ دَ ] (ع ص، اِ) شتر مادهٔ فربه سست گوشت. خندلس. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد) (نشوءاللغة).
کلمات همقافیه با «خندلیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر