معنی خندخند
7 بازدید
[ خَ خَ ] (اِ مرکب) خندهٔ متصل و از روی دل. خنداخند. (ناظم الاطباء): چنین تا بنزدیک کوه سپند لب از چارهٔ خویش در خندخند.فردوسی. چون بحقّم سوی دانا نال نال گر نباشد شاید از من خندخند.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «خندخند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر