معنی خنجیدن
7 بازدید
[ خَ دَ ] (مص) آواز نفس برآوردن از بینی گاه جماع. (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی): تو رفته و پیروز شده هرجایی من بر.... کسهات همی خنجم.لبیبی.
کلمات همقافیه با «خنجیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر