معنی خنجوخ
7 بازدید
[ خَ ] (اِخ) نام ادریس پیغمبر که بتازی خنوخ و یا اخنوخ گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به اخنوخ شود.
کلمات همقافیه با «خنجوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر