معنی خنجر صبح
7 بازدید
[ خَ جَ رِ صُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) صبحگاه. بامداد: برکشد تیغ آفتاب آنکه گه صبح خنجر صبح از میان خواهد گشاد.خاقانی. سپهر برنکشد بامداد خنجر صبح اگر بشب بزند همت تو بر فسنش. ظهیر فاریابی (از آنندراج). || سرزدن آفتاب.
کلمات همقافیه با «خنجر صبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر