معنی خناک
6 بازدید
[ خُ ] (اِ) گرفتگی گلو. || افسردگی دل باشد بسبب زیادتی و فساد خون. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرای ناصری): یکبار رها کن این دل از گرم خناک تا گویمت ای بت احسن اللََّه جزاک. رودکی (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).
کلمات همقافیه با «خناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر