معنی خنافره
7 بازدید
[ خَ فِ رَ ] (اِخ) عشیره ای از طائفهٔ بنی کعب خوزستان. (از فرهنگ جغرافیای سیاسی کیهان ص ۹۰).[ خَ فِ رِ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش شادگان شهرستان خرمشهر در نزدیکی شادگان، محصول عمدهٔ آن غلات دیمی و خرما و برنج است. شغل اهالی زراعت و تربیت نخل و گله داری و صنایع دستی زنان عبا و حصیر بافی است. این دهستان از یازده قریهٔ کوچک و بزرگ تشکیل شده که جمعیت آن در حدود یازده هزار نفر است. قراء مهم آن عبارتند: از تویخی، دارای ۳۴۴۰ تن. مندوان، دارای ۱۳۸۹ تن و عده ای از ساکنان آن از طایفهٔ آل ابوخضرند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «خنافره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر