معنی خمیله
7 بازدید
[ خَ لَ ] (ع ص، اِ) زمین نشیب و آن نیک رویانندهٔ نبات باشد. || درختان بسیار بهم پیچیده. || ریگ درختناک. ج، خمائل. || چادر مخمل خواب دار. ج، خمیل. || طنفسه. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «خمیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر