معنی خمیط
6 بازدید
[ خَ ] (ع ص) شیری که در خیک کرده بر گیاه خوشبوی نهند تا خوشبوی گردد. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب). || بزغالهٔ پوست برکندهٔ بریان نموده . (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «خمیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر