معنی خمیازه کشیدن
7 بازدید
[ خَ مْ زَ / زِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) تثاؤب. فاژه کشیدن. دهن دره کردن. فاژیدن. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به خمیازه شود.
کلمات همقافیه با «خمیازه کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر