معنی خمی
6 بازدید
[ خَ ] (حامص) کجی. انحناء. اعوجاج. (ناظم الاطباء).[ خُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهپایهٔ بخش برداسکن شهرستان کاشمر و دارای ۶۶۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و میوه و باغ انجیر و انار و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «خمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر