معنی خمچه
7 بازدید
[ خُ چَ / چِ ] (اِ مصغر) خم کوچک. (ناظم الاطباء). خنبچه. خنبک. (یادداشت بخط مؤلف): گل خمچه اش نزد طراح جام بعقل مخمر برآورده خام بود خمچه قسمی ز خم لیک خرد توانش ببزم بزرگان نبرد. ملاطغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خمچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر