معنی خمنشین
5 بازدید
[ خُ نِ ] (نف مرکب) نشیننده در خم. قرارگیرنده در خم. || (اِخ) لقبی است که به دیوجانس کلبی داده شده چه خانهٔ او در خمی چوبین شکسته بود لکن حافظ و بعضی از شعرای دیگر این لقب را به افلاطون داده اند. (یادداشت بخط مؤلف): جز فلاطون خم نشین شراب سر حکمت بما که گوید باز.حافظ.
کلمات همقافیه با «خمنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر