معنی خمده
6 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (ن مف / نف) مخفف خمیده است که از خمیدن و خم گردیدن باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). || خفته. خوابیده. (برهان قاطع).[ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حبله رود بخش فیروزکوه شهرستان دماوند. دارای ۱۳۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ قزقانچای و محصول آن غلات و بنشن و میوه و شغل اهالی زراعت و باغبانی و مکاری است. آب آن از چشمه که برای امراض جلدی مفید است آثار قلعه خرابه در سر کوه مجاور دیده میشود که مناره های متعددی دارد. مزرعهٔ فرح آباد جزء این ده است. راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «خمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر