معنی خمدار
6 بازدید
[ خَ ] (نف مرکب) تابدار. ملتوی. مجعد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر