معنی خمبره
6 بازدید
[ خُ بَ رَ / رِ ] (اِ) خم کوچک. خمچه. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). خنبره. (یادداشت بخط مؤلف): و در خمبره کنند [ گل و شکر مالیده را گاه ساختن گل شکر ] و سر آن به کرباس ببندند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «خمبره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر