معنی خمب
8 بازدید
[ خُ ] (اِ) خُنْب. خم. خم بزرگ. (ناظم الاطباء). خم بزرگ که به عربی آن را دن گویند. (از برهان قاطع). خم بزرگ و آن ظرفی باشد که در آن آب یا شراب کنند. (لغت نامهٔ محلی شوشتر نسخهٔ خطی). || نفیر. بوق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خمب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مب» برای سرودن شعر