معنی خماننده
5 بازدید
[ خَ نَ نْ دَ / دِ ] (نف) خم کننده. کج کننده. (یادداشت بخط مؤلف): شما را خماند همان روزگار نماند خماننده هم پایدار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «خماننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر